۱۶ اسفند ۱۳۹۱

عشایر بلوچ

طایفه گمشادزهی٬عشایر بلوچ٬سراوان.
مرتضی غفاری [ ۱۷ فروردين ۱۳۹۲ ]

این یکی مرده! آن یکی اما هنوز دارد جان می کند!
شاید از این باشد که آبشان را دیر به دیر عوض می کنند, این ماهی های زیبا را!
یک بار به وقت تولد, یک بار به وقت رفتن به حجله و یک بار هم به وقت رفتن! برای همیشه رفتن!...


محمد رضوی [ ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ ]

درود خدمت استاد ارجمند
خیلی زیباست...درکلبه ای کوچک دونگاه بزرگ ... دو دختر... دو سن متفاوت ... دو ارزو... دو دیدگاه... ان دختر کوچکتر با دستانی قرارگرفته روی هم (حالتی مادرانه) با لبخندی ملیح وصورتی کنجکاو وچشمانی براق و حتی جامه اش که به کناری رفته و چه راحت درمقابل دوربین ایستاده ...و آن یکی خموده و نامطمئن با دستی سرد روی زانوانش ونگاهی که شاید دارد بیرون را از لایه در میپاید وخود را این گونه مشغول کرده و یک جامه در هم پیچیده (بلوغ)...
و این غذای گرم روی اجاق ... زندگی جاریست ...
خیلی زیباست...
باتشکر


سارا نیازاده [ ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ ]

من که زندگیه شهری دارم نمیتونم سادگی زندگیه این عزیزانو درک کنم.
واقعا" برام جالبه چقدر ساده و زیبا زندگی میکنن بعد ما با اینهمه امکانات همش نالانیم!
دختر کوچیکتر شیطنت از چهرش معلومه،دختریه شاد سرزنده و شیرین زبون!
دختر بزرگتر اما آروم و پر از حیا!


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
720002