۲۶ دى ۱۳۹۱

سیاه وسفید

چندی است کپی برداری دیجیتالی از نگاتیوهایم را شروع کرده ام٬این هم نوعی سفر مجازی به گذشته می باشد.

یاسوج٬۱۳۶۸٬محل نگهداری عقب مانده های ذهنی. 

محمد نجفی [ ۰۷ بهمن ۱۳۹۱ ]

از چه عقب مانده ای؟
که از تو جلو زده است؟
غذا دنهایت را کثیف نکرد ه است!
چقدر سفیدن
مثل برف
نه
برف مثل دندان توست
مثل دلت
پاک.
همه چیز را به یک چشم می بینی
چقدر توانمندی.
ومن چرا از تو بهترم؟
وقتی تو من اراده ای در وضعیت آفرینش خود نداشته ایم! مقایسه کاری است عبس.
آه پسرک من، به چه می خندی؟
به هزار نقصی که در نهاد من پنهان است!
تو باعث شدی دلم به حال خودم بسوزد
همان هستی که هستی
من چنان نقش بازی می کنم که اصلا نیستم.


مرتضی غفاری [ ۰۱ بهمن ۱۳۹۱ ]

زیباست!
دارد زلال و صمیمانه نگاه می کند و می خندد و آنوقت گفتی که "عقب مانده " ست؟
دست کم از خیلی های دیگر عقب مانده تر نیست.
ذهنش نخواسته به ورطه ی چرند "هر چه زیرک تر, بهتر" بیفتد! و زیبایی و تاثیر گذاری چهره اش شاید به خاطر همین پاکی لوح درونش باشد. پسری از این جنس می داشتم تا صد سال به آنجا نمی سپردمش!


محمد رضوی [ ۲۶ دى ۱۳۹۱ ]

هم سلام و هم یک خداقوت گرم به استاد ارجمند


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
744513