دست درازی٬زبون درازی  یا گردن درازی همیشه بوده گاه از بقا فراتر می رود وحق خوری وزیاده خواهی می شود.
مرتضی غفاری [ ۰۶ شهريور ۱۳۹۱ ]

سپاس از شما جهانبخش عزیز


جهانبخش [ ۲۶ تير ۱۳۹۱ ]

هم عکس وهم مطلب کامنت مرتضی عزیز زیبا بود. راستش دلم من هم برای همه خاطرات نانوشته ای که از مادران ومادربزرگه داریم گرفت. روح رفته شاد وزندگان درود


مرتضی غفاری [ ۲۳ تير ۱۳۹۱ ]

یاد ننه جانی و گلابی به خیر!
بارها شاهد بودم که در ظرف رویی "پلوله" (آرد و یا نان خمیر شده) درست میکردند و آرام آرام به سمت گوشه ای از حیاط میرفتند. با صدایی موزون و زیبا صدا می زدند؛ - بیو!بیو!بیو!.... و ظرف را کنار لوله ی آب به زمین می نهادند.
ناگهان حیاط نیمه جان به جنبش در میامد! مرغ و خروس و غاز و بوقلمون .... به پرواز در میامدند و به سوی مادربزرگ ها می دویدند. مرغ ها و جوجه ها مثل پروانه های شوریده به دورشان ولوله می کردند! البته آن پرنده های زبان بسته همه مردند. مادر بزرگ ها هم رفتند.
یاد ننه فاطمه به خیر!.... برای بیشتر از صد تا مرغ و خروس و ماکیان مادری کرد و اکنون در کنج خانه ی پسر شایسته خود سال های آرامش و استراحت را می گذراند.
یاد بی خداعف و بی نوریجان و بی کتا به خیر!.... مادران شایسته!... عمرشان دراز باد.
(بهانه ای برای بازگشت... برای فراموش نکردن... برای گفتن...)


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
833836