۲۷ آبان ۱۳۹۰

زبان تصویر

من یک زن هستم ٬ رنگ و رویم ببین٬حال دلم مپرس.
محمود جوادی [ ۰۵ فروردين ۱۳۹۱ ]

به دنبال دیدن این یکسها بودم ما در جایی مثل هند هستیم . تفاوت ؟ دختری زیبارو به شباهت پرنسس در جایی پرسه زنان و مغرور دلگیر از هوا.جایی دیگر دست مادرم مرا به گریه و تفکر وامیدارد که چرا؟


منصور علوی زاده [ ۲۹ آذر ۱۳۹۰ ]

دستهای سزرمینم بوی نفت می دهند


ققنوس خیال [ ۱۳ آذر ۱۳۹۰ ]

پینه دست تو گندمکار بود

زارع دشت تبسم زار بود

هیچ کس هم مخفی از دیدت نشد

بسکه چشمان تو مردم دار بود

حس میلادت شکست کعبه شد

بوی این طوفان تلاطم بار بود

گفت تسبیح و شکست و باز شد

جنبه این ظرف کم مقدار بود

هر انا الحق لایق شمشیر نیست

سهم بی مغزان طناب دار بود

از تمام ذره ها پرسیده ام

حضرت خورشید شبنم خوار بود

قصه روح تو با اطراف خود

غصه آیینه و دیوار بود


شهابی [ ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ]

چگونه گذر زمانه را نشان می دهد
دستهایی که سالهاست گذر زمان را چشیده اند


منت و خط خطی هایم...... [ ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ]

سلام تصاویر زیبایی دارید خوشهال میشم در مورد کارهای من نظر بدهید


محمدرضا ابراهیمی [ ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ]

خیلی زیبا.احسنت


اسحاق آقایی [ ۲۸ آبان ۱۳۹۰ ]

درود
دستهایی که میبینند


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
833872